شيخ ذبيح الله محلاتى

178

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

چون ابرهه در هدم حرم امت بىشرم * بنموده بهدم حرم پاك تو اقدام ناخونده در او راه نبرده است كس از خاص * بىجائزه گرديد چرا مجمعى از عام خسته‌اند ز سك‌فطرتى آهوى حرم را * بسته‌اند برو به صفتى بازوى ضرغام تا امر خلافت بخلاف آيد بر خصم * باشد ز پى غصب حقت مصدر احكام پهلو بشكسته‌اند ترا بر عوض انك * شوى تو شكسته است از ايشان سر اصنام از چون تو پدرمرده ستانند حق باب * كانفاق نمايند بمسكين و بر ايتام گيرم كه نبود است فدك از تو بميراث * از قسمت ايتام ندادت ز چه قسام قربان تو اى فاطمه با آن‌همه زارى * نشمرده ترا كس به بنى هيچ ز ارحام يك دختر بردى ز جفا اين همه آزار * يك پيكر بردى ز ستم اين همه آلام بر كوه اگر بار بلاي تو ببندند * كاهيده ترا ز كاه مر او را شود اندام من غافلم از چند ولى آگهم اينك * ميراث پدر داشته‌اى طاقت و آرام و له ايضا ستم‌پيشه زان قوم بىنام و تنك * بزهراء ره چاره گرديد تنك به جائى رسيده است ظلم و ستم * كه حرمت نمانده است بهر حرم بكاشانهء مصطفى ريختند * بناموسش از كينه آويختند غم مرك بابش بر او كم نبود * كه عدوان بر او از ستم غم فزود جنينى كه از خون دل پروريد * ز پهلو شكستن بخونابه ديد رخى را كه از اشك تر داشتى * بسيلى كجا داشتى آشتى ز بعد پدر با هزاران تعب * بسر برد ايام جان را بلب على را دل از مرك او گشت خون * بلى مرك جانان غم آرد فزون على را بر اين درد بايد گريست * كه از بعد خير النساء كرد زيست ندانى چه بگذشت بر روزگار * ولى خدا را پس از مرك يار ز غصب حقش آن‌قدر دل نسوخت * ز مرگش جهان را به يك جو فروخت دل از زندگانى چنان سير داشت * كه بر مردن خويش همت گماشت